متاسفانه به دلیل سخت تر شدن درسها وقت زیادی ندارم تا آپ بشم.احتمالا تا تابستون نمی تونم سر بزنم.دوباره که آپ شدم بهتون خبر می دم.![]()
روانشناسی
متاسفانه به دلیل سخت تر شدن درسها وقت زیادی ندارم تا آپ بشم.احتمالا تا تابستون نمی تونم سر بزنم.دوباره که آپ شدم بهتون خبر می دم.![]()
واقعا شرمندم
. خیلی دلم می خواست که زودتر بیام اما اصلا نمی شد.
اما حالا که اومدم مطالب جالبی براتون دارم.بخونید و لذت ببرید.![]()
یک شاعر انگلیسی زمانی نوشت :« وقتی خدایان دروغین بیرون می روند،خدایان راستین وارد می شوند.»(دیو چوبیرون رود فرشته در آید)وقتی به حوادث منفی فکر نکنید ودرباره شان حرف نزنید،خدایان راستین احساسات مثبت وارد می شوند وذهن ودل شماراناخشنود می کنند.وقتی از اندیشه ها،نقطه نظرها،تعصبات ونگرشهایی که شما راناخشنود می کنند دست می کشید،اندیشه ها واحساساتی راتجربه می کنید که به شما درباره خود وزندگی تان احساس خوبی می دهند.
طبیعت درجانب شماست.طبیعت می خواهد که شاد،سالم،موفق وکامرواباشید.تقدیر شماست که شادی،هماهنگی،عشق وبزرگ ترین دستمایه سعادت انسانی یعنی آرامش خیال را تجربه کنید.
ازهمین امروز تصمیم بگیرید که احساسات منفی رااز خود دور کنید.از همین لحظه مصمم شوید تا مثبت،خوش بین،شاد وپراشتیاق شوید.فکرتان را درباره خودتان عوض کنید تا زندگی تان تغییر کند.
نقطه شروع برطرف کردن احساست وعواطف منفی این است که کنترل اندیشه ها واعمال زندگی خود رابه دست بگیرید،وبه خود عاداتی بدهید که احساسات منفی خود را ابراز ننمایید.ممکن است نتوانید واکنشهای اولیه خود را نادیده بگیرید،اما می توانید از ابراز کردن آنها خودداری ورزید.
بعضیها معتقدند که تخلیه احساسات منفی اقدامی سالم ودرست است.اما واقعیت این است که درباره آنچه حرف بزنید وبه آن بیندیشید در شما رشد می کند.یک تجربه منفی در حکم جرقه ای است که وقتی در معرض هوا قرار می گیرد،شعله ور می شود.
راه بخشودن بسیار ساده است.هرگاه به آن شخص می اندیشید از قانون جایگزینی استفاده می کنید ومی گویید:«خداوند اورا ببخشاید.من اورا می بخشم وبرایش روزگار خوشی رااز خداوند مسئلت دارم.» نمی توان کسی را بخشید،برای او آرزوی موفقیت کرد ودر ضمن از او عصبانی بود.اندیشه مثبت اندیشه منفی را لغو می کند.
می توانید با قبول مسئولیت سهم خود در ماجرا برسرعت آزادسازی شخص طرف دیگر بیفزایید.به ندرت اتفاق می افتد که حادثه ای در خلا انجام پذیرد.تقریباً بدون استثنا شما هم کاری کردید که به این اتفاق کمک کرد.بنابراین باید سهم خود را هم درنظر بگیرید.
می توانید بگویید:« من مسئول هستم.نباید خودم رادرگیر آن حادثه می کردم.نباید آن کار را می کردم.من اورا به طور کامل می بخشایم واز کاری که کرده صرفنظر می کنم.»
ممکن است درشروع،بخشودن برای شما دشوار باشد.گفتن این کلمات ممکن است برایتان دشوار باشد.بسیاری از مردم تمام زندگی شان حول این موضوع می گردد.نگران آنند اگر از کسی یا موضوعی شکایت نکنند،حرفی برای گفتن نخواهند داشت.
وقتی دیگران را می بخشایید،احساس می کنید که سبک تر شده اید.وقتی اندیشه های خشم ورنجش از بین می روند،اندیشه های مثبت ذهن شما را پر می کنند وانرژی واشتیاق بیشتری پیدا می کنید.احساس می کنید قوی تر شده اید واز اطمینان بیشتری برخوردارید.آینده به رویتان باز می شود.
وقتی تصمیم به بخشودن می گیرید،به این فکر نکنید که دوستان ودیگران درباره تان چه می گویند.احتمالاً آنها هم از شنیدن گله ها وشکایات شما خسته شده اند.درواقع ،وقتی شروع به بخشودن می کنید،اغلب بهاین نتیجه می رسید که تنها پیوند واتصال با بعضیها همین جلسات گله گزاری است.وقتی تصمیم می گیرید دیگران راببخشایید،ممکن است به این نتیجه برسید که آنها اشخاص آن قدرها مناسب نیستند که باآنها صحبت کنید.
بعضیها بایک فرض اشتباه از بخشودن وگذشتن خودداری می ورزند.آنها فکر می کنند که بابخشودن رفتار کسی راکه ازآن رنجیده اند،تایید می کنند.فکر می کنند اگر طرف دیگر راببخشند،به او لطفی کرده اند.حتی فکر می کنند که اورا رها کرده اند وحال آنکه مصمم اند این کار رانکنند.
واین در حالی است که برای شاختن یک زندان به دونفر احتیاج است،یکی زندانی ودیگری زندانبان.هر دوی اینها درزندان هستند.وقتی شما طرف مقابل را آزاد می کنید،خودتان را آزاد کرده اید.مجبور نیستید که رفتاراوراتایید کنید.شما اورا می بخشایید برای اینکه درباقی مانده عمرتان راحت شوید.بنابراین بخشودن اقدامی به سوی خود ونوعی خودخواهی است.هیچ رابطه ای باطرف مقابل ندارد.
وقتی از کسی عصبانی باقی می مانید،کنترل عاطفی خود را به او واگذار می کنید.به او امکان می دهید که از فاصله دور شما را کنترل کند.با نبخشودن،به آن شخص امکان می دهید که برزندگی احساسی وعاطفی شما مسلط شود.
ریشه احساسات منفی که سبب می شود کسی متوسل به سرزنش کردن دیگران وگرفتار خشم ورنجش گردد،بترسدودچار تردید وغبطه وحسادت شود،ناتوانی در بخشودن دیگران است که به شیوه های مختلف به ما آسیب می رساند.وقتی کودک هستیم وبزرگ می شویم،از مرحله ای عبور می کنیم که درآن عدالت برای ما بسیار مهم است.به مفهوم «انصاف» بهای فراوان می دهیم.از هر حادثه وصحنه ای در زندگی مان که منصفانه به نظر نمی رسد ناراحت می شویم،بخصوص اگر این موضوع مربوط به خودما باشد.هرگاه احساس کنیم که بامایا بادیگران غیرمنصفانه برخورد شده است،آن راحمله ای متوجه خود می بینیم.عزت نفس شکستنی ما تهدید می شود.با خشم ورنجش واکنش نشان می دهیم.این مرحله نرمال از رشد ماست تادوران کودکی را پشت سر بگذاریم وبه بلوغ برسیم.
اما بعضیها در این مرحله متوقف می شوند وهرگز به فراسوی آن رشد نمی کنند.اگر به ما اهمیت دست کشیدن وبخشودن راآموزش نداده باشند،تجربه بخشودن راپیدا نمی کنیم.اگر دقیق ومواظب نباشیم،زندگی مان را براساس خشم درقبال دیگران تدوین می کنیم.بسیاری از روانشناسان وروانپزشکان همه مدت فعالیت خود را صرف کمک به اشخاص می کنندتابا گذشته های ناخشایند خود کنار بیایند.
قدرتمند ترین ورهایی بخش ترین تصمیماتی که می توانید بگیرید این است کسانی که به هر طریق شما را رنجانیده اند ببخشایید.تنها با بخشودن دیگران می توانید خودتان راآزاد کنید.به همین دلیل است که اغلب ادیان بخشودن وعفو کردن رامورد تاییدقرار داده اند وآن را قدم اول به سوی آرامش ذهن ارزیابی می کنند.
تصورش را بکنید اگر از کسی یا موضوعی دراین دنیا خشمگین نبودید،چه اتفاقی می افتاد.تصور کنید که کاملاً مثبت،خوش بین،بشاش ،باعزت نفس فراوان واعتماد به نفس نامحدود هستید.تصور کنید انسانی گرم،دوستانه ومهربان هستید واز آرامش درونی برخوردار می باشید.همه اینها درصورتی میسر می شوند که بتوانید دیگران را ببخشایید.
به دوطریق می توانید به دنیایتان نگاه کنید.می توانیدازدنیا برداشت مثبت ودرغیر این صورت برداشت منفی داشته باشید.باقبول مسئولیت درقبال خود وآنچه برای شما اتفاق می افتد،به انسان مثبت تبدیل می شوید.دنیا را به دیده تحسین نگاه می کنید.درقبال خود وامکانات خود خوش بین تر می شوید.به انسانی شادتر وموثر تر تبدیل می گردید.برعکس،وقتی به دنیا به دیده منفی نگاه می کنید،درهمه جا بی عدالتی ومشکل می بینید.ظلم وبدی می بینید.دراطراف خود وبه هر جاکه نگاه می کنید اشخاص مقصر وخطاکار می یابید.به جای فرصت مناسب وامید،محدودیت وبی انصافی رامشاهده می کنید.
چهارمین سبب احساسات منفی،آن طور که اسپنسکی می گوید،سرزنش کردن است که باعث خشم،رنجش،غبطه،حسادت وناراحتی می شود.این سرزنش کردن است که تولید خشم می کند وبدترین احساس منفی است.در دنیای انسانها چیزی بدتر از خشم نیست.خشم کنترل نشده سلامتی راازبین می برد،وروی روابط،خانواده،فعالیت تجاری وجوامع تاثیر بد برجای می گذارد.خشم علت اصی جنگا،انقلابات وتعارضهای اجتماعی است.
علت اصلی خشم انتقادهای مخرب دوران اوایل کودکی است.وقتی کسی مورد انتقاد قرار می گیرد،به گونه ای واکنش نشان می دهد که انگار مورد حمله واقع شده است.حالت تدافع ورنجش به خود می گیرد.از آنجایی که هر رفتاری راکه بارها وبارها تکرار کنید تبدیل به عادت می شود،بسیاری از اشخاص واکنش توام باخشم رادربرخورد با هر مسئله،نومیدی یا ناراحتی بروز می دهند.بعد به جایی می رسند که درهر زمینه ای خشم به دل می گیرند.
برای عصبانی شدن شخص باید کسی را به خاطر اتفاقی یا نیفتاده سرزنش کند.بسیاری از اشخاص به قدری در سرزنش کردن دیگران مشغله فکری دارند که تماس خود با واقعیتها رااز دست می دهند.آنها همه دنیا را با عینک سرزنش نگاه می کنند.